تبلیغ دین، فرایندی تکبعدی و صرفاً مبتنی بر انتقال محتوا نیست؛ بلکه یک «بستۀ جامع» و یکپارچه است که موفقیت آن در گرو هماهنگی و اولویتبندی صحیح اجزای آن است. این مقاله با هدف تبیین این رویکرد سیستمی، به بررسی سه رکن اساسی بستۀ تبلیغی میپردازد و استدلال میکند که اثربخشی حقیقی در گرو تهذیب نفس و تعالی درونی مبلغ، شیوۀ تعامل هوشمندانه و خالصانه با مخاطب، و در نهایت، محتوای ارائهشده است. غفلت از دو رکن اول و تمرکز صرف بر محتوا، نهتنها از تأثیرگذاری پیام میکاهد، بلکه میتواند به نتایج معکوس و آسیبزا برای دین و جامعه منجر شود.
در عصر حاضر، یکی از چالشهای بنیادین در عرصۀ تبلیغ دینی، نگرش تکمؤلفهای و تقلیلگرایانه به این امر خطیر است. بسیاری از فعالان این حوزه، تبلیغ را معادل «تولید و ارائۀ محتوا» تعریف میکنند، در حالی که محتوا تنها یک جزء از یک بستۀ (Package) جامع و به هم پیوسته است. این بسته، مجموعهای از عناصر است که باید در کنار یکدیگر، فطرت مخاطب را شکوفا کرده، نگرش او را تغییر داده و او را به حرکت و تحول وادارد. اگر سایر اجزای این بسته نادیده گرفته شوند، بهترین و غنیترین محتوا نیز یا اثربخشی خود را از دست میدهد، یا خنثی شده و یا حتی تأثیری منفی بر جای خواهد گذاشت. این نوشتار در پی آن است که با باز کردن این بسته، سه رکن اصلی آن را به ترتیب اولویت و اهمیت تبیین نماید.
نخستین و حیاتیترین رکن بستۀ تبلیغی، نه به محتوای پیام، بلکه به درونِ پیامرسان بازمیگردد. پیش از آنکه بپرسیم مبلغ «چه میگوید»، باید پرسید «او کیست و در درونش چه خبر است؟». این رکن، بر محور تهذیب نفس استوار است.
هدف مبلغ از تبلیغ چیست؟ آیا در پی کسب جایگاه، ثروت، شهرت و ارضای «منیت» خویش است یا خالصانه و برای رضای خداوند قدم در این راه نهاده است؟
مبلغ، خود اصلیترین عنصر در پیامرسانی است. نفسی که مهذب نباشد و زبانی که به گناه آلوده باشد، نمیتواند حامل پیام پاک الهی باشد. همانگونه که برای آمادهسازی محتوا زمان صرف میشود، باید برای پاکی درون و تزکیۀ نفس، برنامهای مدون و مستمر وجود داشته باشد.
فردی که بر نفس خود مسلط نیست و دلش در مواجهه با مردم میلرزد، کسی که نگران جایگاه خود است و حاضر میشود برای حفظ آن، حقیقت را ناقص بیان کند یا حکم خدا را جابجا نماید، مبلغ دین خدا نیست؛ بلکه برای دین خطرناک است. این به معنای رسیدن به عصمت نیست، بلکه به معنای قرار دادن «تهذیب» به عنوان اولین و مهمترین دغدغۀ یک مبلغ است.
به تعبیری میتوان گفت اگر بخواهیم میزان تأثیرگذاری را با مسامحه به عدد بیان کنیم، حداقل ۵۰ تا ۶۰ درصد از موفقیت یک تبلیغ، به این رکن بازمیگردد.
دومین رکن این بسته، «ارتباط با مخاطب» به معنای عام آن است. این رکن، فراتر از سخنرانی و منبر، به تمامی رفتارها و تعاملات مبلغ در محیط تبلیغی اشاره دارد. مبلغ باید برای جزئیترین رفتارهای خود برنامه داشته باشد و کلیشههای ذهنی را کنار گذاشته و بر اساس آنچه مرضی رضای الهی است، عمل کند.
گاهی خم شدن و برداشتن زبالهای از روی زمین، به اندازۀ صد سخنرانی اثرگذار است.
مبلغ باید خود را برای هر نوع برخوردی، حتی یک توهین در جمع، آماده کرده و واکنش خود را از پیش طراحی کرده باشد.
نشستن در میان مردم به جای اصرار بر صدر مجلس، یا پرهیز از امتیازات ویژه (مانند پنکۀ اختصاصی در مسجد)، خود یک پیام قدرتمند از فروتنی و مردمی بودن است.
«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» (آل عمران، ۱۵۹)
به [برکت] رحمت الهى، با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى، و اگر تندخو و سختدل بودى، قطعاً از پيرامون تو پراكنده مىشدند.
این آیه بهروشنی نشان میدهد که حتی با داشتن بهترین محتوا (قرآن)، این رفتار نرم و تعامل مبتنی بر رحمت است که مردم را جذب میکند. یک مبلغ مهذب که در تعاملاتش منش پیغمبرانه دارد، حتی بدون ارائۀ محتوای پیچیده نیز میتواند دلها را به سوی دین جذب کند.
این رکن، حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از تأثیرگذاری را به خود اختصاص میدهد.
و اما در جایگاه سوم، «محتوا» قرار میگیرد. باور این نکته که محتوا اولویت سوم است، شاید در ابتدا دشوار باشد، اما این اولویتبندی به معنای بیاهمیت بودن آن نیست. جایگاه سوم از منظر «حساسیت و میزان تأثیرگذاری نهایی» است، نه از نظر میزان زمان و تلاشی که برای آمادهسازی آن صرف میشود.
محتوا زمانی بر دل مینشیند که از جانی پاک (رکن اول) و از طریق رفتاری نیکو (رکن دوم) عرضه شود. روایت شریف امام صادق (علیه السلام) به مفضل، خود گواه این مدعاست:
«کُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ»
مردم را با غیر زبان خود (با عملتان) به سوی ما دعوت کنید.
و در بیانی دیگر میفرمایند که اگر شیعیان ما اهل دوری از گناه و تبعیت از رضوان الهی باشند، مردم خود به سرعت به سوی ما خواهند آمد. در این احادیث، سخنی از محتوا نیست؛ بلکه تمام تأکید بر «بودن» و «شدن» است.
بنابراین، وزن محتوا در این بسته، در حدود ۲۰ درصد باقیمانده است، مشروط بر آنکه دو رکن دیگر بهدرستی محقق شده باشند.
تبلیغ مؤثر و پایدار، محصول یک نظام فکری منسجم است که در آن، تمرکز از «چه بگوییم؟» به «چگونه باشیم و چگونه رفتار کنیم؟» منتقل میشود. سه رکن اساسی این نظام عبارتند از:
تا زمانی که دغدغۀ اصلی جامعۀ تبلیغی ما صرفاً تولید «رهتوشه» و بستههای محتوایی باشد و از دو رکن اصلی دیگر غفلت شود، شاهد تحول فرهنگی عمیق نخواهیم بود. راه برونرفت، یک بازنگری بنیادین در اولویتهاست. اگر بدنۀ تبلیغی کشور به همین سه اصل، با اولویتبندی صحیح، توجه و عمل کند، میتوان به برپایی یک انقلاب فرهنگی حقیقی امیدوار بود؛ انقلابی که نه از منبر، که از درون و رفتار خودِ مبلغان آغاز میشود.